مشاعره...

بفرما...

مشاعره


طنز


لهجه جالب کلاغ ها در شهرهای مختلف! (آخر خنده)
ادامه نوشته

معما...

آیا شما در زمره دو درصد افراد باهوش در دنیا هستید؟ پس مساله زیررا حل کنید و دریابید در میانه
افراده باهوش جهان قرار دارید یا خیر! هیچگونه کلک و حقه ای در این مساله وجود ندارد، و تنها منطق
 محض می تواند شما را به جواب برساند. (موفق باشید)
۱) در خیابانی، پنج خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد.
۲)در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می کند.۳)این پنج صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند، سیگار متفاوت می کشندو حیوان خانگی متفاوت نگهداری می کنند.
سئوال: کدامیک از آنها در خانه،ماهی نگه می دارد؟
راهنمایی:

۱) مرد انگلیسی در خانه قرمز زندگی می کند.۲) مرد سوئدی، یک سگ دارد.۳) مرد دانمارکی چای می نوشد.۴) خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد.۵) صاحبخانه خانه سبز، قهوه می نوشد.۶) شخصی که سیگار Pall Mall می کشد پرنده پرورش می دهد.۷) صاحب خانه زرد، سیگار Dunhill می کشد.
۸) مردی که در خانه وسطی زندگی میکند، شیر می نوشد.۹)مرد نروژی، در اولین خانه زندگی می کند.۱۰) مردی که سیگار Blends می کشد در کنار مردی که گربه نگه می دارد زندگی می کند.۱۱) مردی که اسب نگهداری می کند، کنار مردی که سیگار Dunhill می کشد زندگی می کند.۱۲) مردی که سیگار Blue Master می کشد، آب میوه می نوشد۱۳)مرد آلمانی سیگار Prince می کشد.
۱۴) مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند.
۱۵) مردی که سیگار Blends می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد.
آلبرت انیشتین این معما را در قرن نوزدهم میلادی نوشت، به گفته وی ۹۸% از مردم جهان نمی توانند این معما را حل کنند! شماچطور؟؟؟
من مطمئن هستم که شما می توانید. امتحان کنید


رفیق...

رفيق جان ،مرا دوره ي رفاقت نيست

سر گلايه ندارم که جاي صحبت نيست 

يکي به مفتي شهر از زبان ما گويد

اطاعتي که تو را مي کنند طاعت نيست

چگونه نقشه ي آسايش جهان بکشيم

به خانه اي که در آن جاي استراحت نيست 

همه به سايه ي هم تير مي زنند اينجا

ميان سايه و ديوار هيچ الفت نيست

چقدر بي تو در اين شام ها دلم خون شد

چقدر بي تو در اين روزها صداقت نيست 

مجو عدالت از اين تاجران بازاري

که در ترازويشان نيم جو مروّت نيست 

حراميان همه دولت شدند و دولتمند

گناه دولتيان و گناه دولت نيست

به جز سکوت و تبسم چه مي توانم گفت

به واعظي  که گمان مي کند قيامت نيست 

هواي کعبه به سر دارد و دلش گرم است

که در طريق هوي سختي و جراحت نيست 

کجا روم چه کنم چاره از کجا يابم

هزار سينه سخن مانده است و رخصت نيست