ببخشید خانم شما خدا هستید؟؟؟
كودكي با پاي برهنه بر روي برفها ايستاده بود و به ويترين فروشگاهي نگاه مي كرد زني در حال عبور او را ديد، او را به داخل فروشگاه برد و برايش لباس و كفش خريد و گفت: مواظب خودت باش
كودك پرسيد: ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟
زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط يكي از بنده هاي خدا هستم.
كودك گفت: مي دانستم با او نسبتي داري
كودك پرسيد: ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟
زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط يكي از بنده هاي خدا هستم.
كودك گفت: مي دانستم با او نسبتي داري
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 21:3 توسط اسما رایزن
|
این وبلاگ متعلق به گروه پرستاری بهمن 89 دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان می باشد