تو جاده یه تصادف شده بود همه جمع شده بودن،منم برای اینکه صحنه رو از نزدیک ببینم ازون ور داد زدم گفتم برید کنار برید کنار من پدرشم…
وقتی که رسیدم دیدم اونی که تو خیابون افتاده الاغــــــــــــه..!!
اصن....
خدااااااااااااا
بیا منو بکش...![]()
من نبودما..........![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 9:29 توسط اسما رایزن
|
این وبلاگ متعلق به گروه پرستاری بهمن 89 دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان می باشد